close
تبلیغات در اینترنت
ارباب زمستان شهریار

ارباب زمستان شهریار

زمستان شهریار,زمستان بزرگ در اشعار ایران,
زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان راولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان راره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسدزمستانی که نشناسد در دولت سرایان رابه دوش از برف بالاپوش خز ارباب می آیدکه لرزاند تن عریان بی برگ و نوایان رابه کاخ ظلم باران هم که آید سر فرود آردولیکن خانه بر سر کوفتن داند گدایان راطبیب بی مروت کی به بالین فقیر آیدکه کس در بند درمان نیست درد بی دوایان رابه تلخی جان سپردن در صفای اشک خود بهترکه حاجت بردن ای آزاده مرد این بی صفایان رابه هر کس مشکلی بردیم و از کس مشکلی نگشودکجا بستند یا…

پیغام مدیر سایت :

ashariran.rzb.ir