close
تبلیغات در اینترنت
تور تجلی شهریار

تور تجلی شهریار

تور تجلی,شعر تجلی,
شب به هم درشکند زلف چلیپائی راصبحدم سردهد انفاس مسیحائی راگر از آن طور تجلی به چراغی برسیموسی دل طلب و سینه سینائی راگر به آئینه سیماب سحر رشک بریاشک سیمین طلبی آینه سیمائی رارنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دلتا تماشا کنم آن شاهد رؤیائی رااز نسیم سحر آموختم و شعله شمعرسم شوریدگی و شیوه شیدائی راجان چه باشد که به بازار تو آرد عاشققیمت ارزان نکنی گوهر زیبائی راطوطیم گوئی از آن قند لب آموخت سخنکه به دل آب کند شکر گویائی رادل به هجران تو عمریست شکیباست ولیبار پیری شکند پشت شکیبائی راشب به مهتاب رخت بلبل…

پیغام مدیر سایت :

ashariran.rzb.ir