close
تبلیغات در اینترنت
خواجوی کرمانی غزل

خواجوی کرمانی غزل

طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوبکه نیست شرط محبت جدائی از محبوبچو هست در ره مقصود قرب روحانیچه احتیاج بارسال قاصد و مکتوبچو اتصال حقیقی بود میان دو دوستکجا ز یوسف مصری جدا بود یعقوبتوقعست که از عاشقان بیدل و دیننظر دریغ ندارند مالکان قلوبچگونه گوش توان کرد بر خردمندانگهی که عشق شود غالب و خرد مغلوبز صورت تو کند نور معنوی حاصلدل شکسته که هم سالکست و هم مجذوبترا بتیغ چه حاجت که قتل جانبازانکنی بساعد سیمین و پنجهٔ مخضوببیار جام و مکن نسبتم به زهد و ورعکه من به ساغر و پیمانه گشته‌ام منصوبببخش بر من…

پیغام مدیر سایت :

ashariran.rzb.ir