close
تبلیغات در اینترنت
شعري از آقاي بيژن

شعري از آقاي بيژن

من خورشيدم آن آتش فزون   با شعله اي چو خون بالاتر از جنون مي سوزم از درون مي نازم از برون بي سحر و بي فسون تا هر زمان تو را بياموزم سبز شدن سبز ماندن گفتي شمع سوخت تا به جمعي روشني بخشد   تو  ! مرا قياس مي كني با شمع من خورشيدم درونم عجب آتشي است كه  تا فرسنگها زبانه مي كشد آتش عشق…

پیغام مدیر سایت :

ashariran.rzb.ir