loading...

ashariran.rzb.ir

دزدی در شب خانه ی فقیری می جست ، فقیر از خواب بیدار شد گفت:  ای مردک آنچه تو در تاریکی می جوئی ما در روز روشن می جوئیم و نمی یابیم . درویشی گیوه در پا نماز می گز

محمد امين نجفي بازدید : 257 یکشنبه 24 شهريور 1392 نظرات (0)

دزدی در شب خانه ی فقیری می جست ، فقیر از خواب بیدار شد گفت: 
ای مردک آنچه تو در تاریکی می جوئی ما در روز روشن می جوئیم و نمی یابیم .
درویشی گیوه در پا نماز می گزارد.دزدی طمع در گیوه ی او بست ،گفت:
با گیوه نماز نباشد
درویش دریافت و گفت:
اگر نماز نباشد گیوه باشد
سه دوست در یک اتومبیل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه یک تصادف مرگبار باعث شد که هر سه در جا کشته شوند یک لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد که آنها را به بهشت راه دهد... 
یک سوال!!! 
_ الان که هر سه تا دارین وارد بهشت می شین اونجا روی زمین بدن هاتون روی برانکارد در حال تشییع شدن بسوی قبرستان است و خانواده ها و دوستان در حال عزاداری در غم از دست دادن شما هستند دوست دارین وقتی دارن از کنار جنازه راه می رن 
در مورد شما چی بگن؟ 
اولی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین پزشکان زمان خود بودم و مرد بسیار خوب و عزیزی برای خانواده ام 
دومی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین معلم های زمان خود بودم و توانسته ام اثر بسیار بزرگی روی آدمهای نسل بعد از خودم بگذارم 
سومی گفت : دوست دارم بگن : 
نگاه کن داره تکون می خوره مثل اینکه زنده است

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
درباره ما
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    اشعار ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟




    546
    آمار سایت
  • کل مطالب : 204
  • کل نظرات : 22
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 2519
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 8
  • بازدید امروز : 23
  • باردید دیروز : 24
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 71
  • بازدید ماه : 1,172
  • بازدید سال : 10,665
  • بازدید کلی : 381,393
  • کدهای اختصاصی