close
تبلیغات در اینترنت
داستان قورباغه اي بزرگ ١

داستان قورباغه اي بزرگ ١

ر نیمه روز قورباغه ها جلسه ای گذاشتند. یکی از آن ها گفت: این غیر قابل تحمل است. حواصیل ها روز ما را شکار می کنند و راکون ها شب کمین ما را می کشند. دیگری گفت: بله. هریک به تنهایی به حد کافی بد هستند اما هر دو، حواصیل ها و راکون ها با هم یعنی ما یک لحظه آرامش نخواهیم داشت. باید حواصیل ها را از آبگیر بیرون کنیم. باید دورشان کنیم. بله، همه ی قورباغه ها تایید کردند. حواصیل ها را دور کنیم، حواصیل ها را دور کنیم. این صدا توجه حواصیلی را که آن نزدیکی ها در حال شکار بود جلب کرد. گفت: چی شنیدم ، کی رو دور…

پیغام مدیر سایت :

ashariran.rzb.ir