close
تبلیغات در اینترنت
شعر چشمه كوچك از نيما يوشيج

شعر چشمه كوچك از نيما يوشيج

گشت یکی چشمه ز سنگی جدا@@@@@  غلغله زن ، چهره نما ، تیز پا@@@@@ گه به دهان بر زده کف چون صدف@@@@@ گاه چو تیری که رود بر هدف@@@@@ گفت : درین معرکه یکتا منم@@@@@ تاج سر گلبن و صحرا منم@@@@@  چون بدوم ، سبزه در آغوش من@@@@@  بوسه زند بر سر و بر دوش من@@@@@ چون بگشایم ز سر مو ، شکن@@@@@  ماه ببیند رخ خود را به من@@@@@  قطره ی باران ، که در افتد به خاک@@@@@  زو بدمد بس کوهر تابناک@@@@@  در بر من ره چو به پایان برد@@@@@  از خجلی سر به گریبان برد@@@@@  ابر ، زمن حامل سرمایه شد@@@@@  باغ ،‌ز من صاحب پیرایه…

پیغام مدیر سایت :

ashariran.rzb.ir