close
تبلیغات در اینترنت
شعر بی پاسخ از سهراب سپهری

شعر بی پاسخ از سهراب سپهری

بی پاسخ در تاریکی بی آغاز و پایان دری در روشنی انتظارم رویید. خودم را در پس در تنها نهادم و به درون رفتم: اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد. سایه ای در من فرود آمد و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد. پس من کجا بودم؟ شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسان داشت و من انعکاسی بودم که بیخودانه همه خلوت ها را بهم می زد در پایان همه رویاها در سایه بهتی فرو می رفت. من در پس در تنها مانده بودم. همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام. گویی وجودم در پای این در جا مانده بود، در گنگی آن ریشه داشت. آیا زندگی…

پیغام مدیر سایت :

ashariran.rzb.ir