close
تبلیغات در اینترنت
شعر باغي در صدا از سهراب سپهري

شعر باغي در صدا از سهراب سپهري

در باغی رها شده بودم. نوری بیرنگ و سبک بر من می وزید. آیا من خود بدین باغ آمده بودم و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود؟ هوای باغ از من می گذشت و شاخ و برگش در وجودم می لغزید. آیا این باغ سایه روحی نبود که لحظه ای بر مرداب زندگی خم شده بود؟ ناگهان صدایی باغ را در خود جای داد، صدایی که به هیچ شباهت داشت. گویی عطری خودش را در آیینه تماشا می کرد. همیشه از روزنه ای ناپیدا این صدا در تاریکی زندگی ام رها شده بود. سرچشمه صدا گم بود: من ناگاه آمده بودم. خستگی در من نبود: راهی پیموده نشد. آیا پیش از این زندگی…

پیغام مدیر سایت :

ashariran.rzb.ir